میخواستم بیشتر آپ کنم ها! یه کم روحیم بهتر شده بود ولی اونقدر کار ریخته تو سرم و پروژمو تا شنبه اول صبح باید تحویل بدم که عصرا تا ۸ شب میمونم اداره و پنج شنبه هم اومدم و حتی فردا هم که تعطیله باید بیام!![]()
و این شد که اصلا یادم رفته وبلاگ و وبلاگ خونی و وبلاگ نویسی!![]()
ولی امروز نتونستم نیام و بگم که:
۱- فردا دقیقا میشه دو سال از اولین باری که با همسر مهربون همدیگه رو دیدیم. ۲۹ تیر ۱۳۸۶
۲- فردا میشه دقیقا دوسال که من و همسر مهربون رسما و شرعا برای همیشه ما شدیم و عقد کردیم!
(بیابید پرتقال فروش را! چطوری شد که فردا هم دقیقا دوسال میشه که من و همسر مهربون همدیگه رو برای اولین بار دیدیم و هم دو سال میشه که عقد کردیم؟
)
جوابش ساده است: فردا دومین سالگرد آشنایی ما به شمسی هستش: ۲۹ تیر ۱۳۸۶ که برای اولین بار همدیگه رو دیدیم
و
دومین سالگرد عقد ما به قمری هستش: من و همسر مهربون ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ دقیقا روز عید مبعث عقد کردیم!
شرح کامل ماوقع رو میتونید توی آرشیو تیر و مرداد پارسال با صبر و حوصله بخونید (آخه خیلی زیاد نوشتم!
)
و البته جالب اینکه امروز عصر هم اولین نی نی خواهر کوچیکه همسر مهربون که احتمال میدیم یه نی نی تپل مپل باشه بدنیا میاد! و البته مامان باباش که خیلی مذهبی هستن گذاشتن اسم نی نی رو خودش انتخاب کنه! چون زایمانش طبیعیه گذاشتن هر روزی نی نی بدنیا اومد با مناسبت اونروز یا نزدیک اونروز اسمش معلوم شه! تا حالا هم که نصف اسمش معلوم شده: محمد!![]()
خب دیگه دوستای ناز و مهربونم
امیدوارم و از خدای مهربون همیشه میخوام که شادی و خوشبختی و آسایش و عشق و نعمت همراه و همنشین همیشگی زندگی همه شما و مردم دنیا باشه. آمین.
ویژه: همسر مهربونم
خیلی خوشحالم عزیزم
حالا که دوسال شد با هم آشنا شدنمون
من خوشحالم و خوشبخت
خوشحال خوشحال و خوشبخت خوشبخت
فقط بخاطر تو عزیزم که هدیه گرانقدر خداب خوبم تو زندگی من بودی و هستی و خواهی بود.
خدا هميشه حفظت كند. خدا عزيزان همه را هميشه شاد و سلامت و خوشبخت و موفق برايشان حفظ كند. عزيزان ما را نيز همينطور. آمين آمين آمين
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:9 توسط لیلا
ببخشيد كه تو اين مدت طولاني نبودم. هرچند به همه سرميزدم و البته حرفي براي گفتن نداشتم و كامنت نميزاشتم.
دارم سعي ميكنم به روحيه عاديم برگردم.
تو اين مدت فقط دو تا خبر دارم اونم اينكه شانزدهم تيرماه وبلاگ هميشه ما يكساله شد. تولدش مبارك.
دوم اينكه برادرم نامزد كرد و ما رفتيم اصفهان نامزدي برادرم و البته همين مسافرت باعث شد كمي از حال و هواب ابري دلم كم بشه. اميدوارم همه جوونا و آدمهاي دنيا هميشه خوشبخت و سلامت باشن.
سعي ميكنم ديگه مرتب بيام.
اميدوارم هميشه خوشحال و سلامت و شاد باشيد.
ويژه: همسر مهربونم
همراه و همقدم هميشگي من
بخاطر تمام مهربانيهات ممنونم
بخاطر هميشه همراه بودنت ممنونم
بخاطر هميشه بامحبت بودنت ممنونم
بخاطر بودنت ممنونم
خدا هميشه حفظت كند. خدا عزيزان همه را هميشه شاد و سلامت و خوشبخت و موفق برايشان حفظ كند. عزيزان ما را نيز همينطور. آمين آمين آمين
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:37 توسط لیلا






